.::به یاد مادر بزرگم::.
**نیلوفرانه**
هوای تو
از کجا باید شروع کرد قصه ی عشق دوباره
غربت آرزوهامون دل طاقت شیکونده
دیده بودمت هزار بار تو یه رویای قدیمی
نگو دیره واسه گفتن...سهمم از دنیا همینه
به نگاه چشم گریون یه فرشته رو زمینی
که تو تنهائی شبهام کسی اشکامو نبینه
چشمامو به روت می بندم تا کسی اشکامو نبینه
با تو فریاد یه عمر و می کشم تا اوج باور
از کجا باید شروع کرد قصه ی عشق دوباره
تا همه بغضای عالم سر عاشقی نباره
سر عاشقی نباره...
!! نوشته شده توسط نیلوفر
| 7 بعد از ظهر | چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386
•


